خرید بک لینک
هی پرسه میزنم تو این خیابوناهی زجه میزنم میخوامت از خداعجب هواییه بارون داره میادنیستی ندارمت دلم تو رو میخوادنیستی کنار من ببندی چترتودوتایی خیس بشیم بپیچه عطر تونیستی حالم بده لعنت به این هوامن بی ت

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

خوابشو دیدمخونه بابابزرگ بودیم هممون درحال خودکشی واسه علی که نیستچند روز ازش بی خبر بودیم و هی پیام تسلیت و پست اینستا میذاشتیمیهو اومدما هم خوشحال شدیماول رفت با نازنین حرف زد گفت عامو من هستم چته چ

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

از دیشب که خوابشو دیدم خیلی آروم تر شدم...خیلی زیادانقدر که امروز خندیدمخودم صدای خندمو شنیدم اونم وقتی تنهای تنها بودمحتی چتامون رو خوندم خندیدم به حرفاموننمیخوام فعلا هیچکدوم از آهنگایی که یادم میار

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

توی هر اتفاقی که نمیتوفته

تو هر خواسته ای که میخوام و بش نمیرسم

و هرچیزی که نمیشه من مطمئنم یه خوبیی هست واسم... یه مزیت هست

حتی اگه من ندونم و نفهمم تا آخر عمرم واسه چی بوده ولی من مطمئنم که قسمت نبوده یا وقتش نبوده و اون موقع نباید اتفاق میوفتاده و بهترین اتفاق رخ ندادنش بوده

من از ته قلبم به این قضیه اعتقاد دارم، واسه همین نسبت به بقیه واسه هراتفاقی که برخلاف میلم باشه کمتر ناراحت میشم (شایدم مدت زمان کمتری رو ناراحتم)

هرروز یه روز خوب با یه اتفاق خوبه

هرروز یه معجزه ست

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

از شدت مشکلات و درگیری های ذهنم تو یک ماه اخیر شاید کمتر از ۵ بار یادش افتادم... درواقع کاملا یادم رفته بود، بیشتر خودمو کاملا فراموش کرده بودمامشب خاله م بم زنگ زد گفت شماره dech رو واسم میفرستی؟(باه

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

این لیپوزوم لعنتی رو نمیتونم پیدا کنم :))) ۴ ساعت بی وقفه سرچ کردم سرچ کردم سرچ کردم

بهترین حالتی که پیدا کردم با لیگاند بود ولی من لیگانداشو نمیخوام :(((

بیاین کمک کنید و اگه فایل ساختار لیپوزوم با پسوند pdb دارید واسم بفرستین :))))))

هل من ناصر ینصرنی :))))

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

من در آستانه ۲۱ سال و ۱۰ ماهگی، در آخرین ترم دانشگاه، امروز توی سلف بین حرف های الکی و خنده داری که با پریسا و نگار و شقایق میزدیم به مسخره ترین حالت ممکن جینگیل بلز خوندم و چند نفر نگاهم کرد...

و این اصلا برای من مهم نبود و چهارتامون تمام مدت داشتیم میخندیدیم

مهم ترین چیز این بود که امروز واقعا خوب بود... با اینکه از سردرد داشتم میمردم

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

وبلاگ بعضیاتون رو خیلی دوست دارم و هردفه میام بلاگفا امیدوارم کلی پست جدید گذاشته باشین :)

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:00

صفحه بندی